شمس الدين حافظ
436
ديوان كامل و جامع هديه حافظ ( فارسى )
352 - « جهانى به تو مايل » اى برده دلم را تو بدين شكل و شمايل * پرواى كست نيست جهانى به تو مايل گه آه كشم از دل و گه تير تو اى جان * پيش تو چه گويم كه چها مىكشم از دل وصف لب لعل تو چه گويم به رقيبان * نيكو نبود معنى ، رنگين بَرِ جاهل هر روز چو حسنت ز دگر روز فزونست * مَه را نتوان كرد به روى تو مقابل دل بردى و جان مىدهمت غم چه فرستى * چون نيك غمينيم چه حاجت به محصّل حافظ چو تو پا در حرم عشق نهادى * در دامن او دست زن و از همه بگُسِل * توضيحات : اى ( حرف ندا و منادا محذوف است - معشوق ) شمايل ( جمع شمال و شميله - اخلاق ) شكل ( صورت ) پروا ( ترس اعتنا ) مايل ( علاقهمند ) تير تو ( تيرى كه از عشق به قلبم فروزدى ) چها مىكشم از دل ( 1 - از ناحيه دلم چه رنجها مىكشم 2 - از ته دل از عشق و زخم تو چها مىكشم ) مه ( مخفف ماه ) حسن ( زيبايى - خوبى ) مقابل ( برابر ) محصل ( مجاز از غم - محصل اسم فاعل از باب تفعيل - كسى كه چيزى را كسب مىكند ) معنى بيت ( 1 ) ( اى محبوب كه با اين صورت و اخلاق دلم را ربودهاى تو از كسى ترس و پروايى ندارى و اعتنايى نمىكنى درحالىكه تمام جهان به تو علاقهمند هستند ) معنى بيت ( 3 ) ( وصف لب قرمز تو را براى رقيبان چگونه بيان كنم كه جايز نيست زيرا نزد جاهل و نادان معنى و مفهوم زيبا و بجا گفتن درست نيست ) معنى بيت ( 6 ) ( اى حافظ چون تو پا در حريم عشق نهادهاى پس حالا دست به دامان جانان شو و غير از همه دل بكن و رها شو ) . * ترجمه : * نتيجهء تفأل : 1 - حال كه به او دلبستهاى ، ظواهر و عوامل ديگر را رها كن چون او لياقت هرگونه عشق و محبت را دارد . 2 - پا در جادهاى گذاشتهاى كه اگرچه مخاطرات فراوان دارد اما پايانى زيبا و دلچسب دارد اين لذت به رنج و درد آن مىارزد ، به همين جهت عدهاى بر كار شما خرده مىگيرند و حسد مىورزند به سخنان آنان توجه مكن بلكه با ارادهء قوى و تلاش و تكاپو توأم با توكل بر خدا گام بردار . 3 - دوستدار زياد دارى اما آگاه باش كه مگسانند گرد شيرينى ، تنها همسر و پدر و مادر دلشان برايت بىريا مىتپد و به تو عشق دارند بنابراين ، با لجبازى و عصبانيت زندگى را سخت مگير . 4 - با افراد نادان افيونى و سيگارى نشست و برخاست مكن كه از منزلت و مقام شما كاسته مىشود زيرا انسانها را از دوستانشان مىشناسند . 5 - براى گشايش اين نيت همين پنجشنبه به يكى از مشاهد متبركه برو و نذر خود را ادا كن . 6 - برادر سخت به شما نيازمند و خواهرتان دچار گرفتارى شده كه به كمك شما نيازمند است . 7 - هرچه مىتوانى بخر ولى از فروش دست بردار ، مژدهاى دريافت مىكنى و مسافرتى سودمند در پيش دارى ، مسافر خواهد آمد . 8 - اگر مىخواهيد بين دو دشمن آشتى و صلح بوجود آيد در 6 شب متوالى با حضور قلب و معنى از سوره مباركه « انفال » آيهء 63 « وَ أَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِهِمْ . . . » تا 7 آيه بعد از آن را بخوانيد . 9 - خواجه در بيتهاى 2 - 4 - 5 به ترتيب فرمايد : ( اى جان گاه از دلم آه بيرون مىآيد و گاه تير به قلبم مىخورد ، پيش تو چه بگويم كه چه مىكشم ) ( چون زيبايى تو روز به روز زيادتر مىشود پس نمىشود ماه را با صورت زيباى تو مقابله كرد ) ( دلم را بردى ، با اين حال جان نثار تو مىكنم ، پس بر من چرا ستم روا مىدارى زيرا ما از عشق تو اندوهگين هستيم ) تفسير كنيد .